اندربیان قطره ای ازدریای وجودحضرت زهرا(س):

...آن بانوی نمونه پس ازازدواج استادبانوان بود.زن هابه حضورحضرتش می رسیدندومسائل ومشکلات خودراچه دراحکام وچه درعقایدازاومی پرسیدند.

فاطمه(س)نیزمشکلاتشان راحل کرده فرهنگ اسلام رابه آنان می اموخت وازسرچشمه وحی سیرابشان میکرد.

ایشان بارهادرجنگ شرکت کرده وبه پدروهمسرش کمک می نمود.

پس ازرحلت نبی اسلام برخلاف سفارشات پیامبر(ص)فاطمه وهمسرش تنهاشدند.

ابوبکربرمسندخلافت نشست وزهرای مرضیه (س)برای احیای حدیث غدیرودفاع ازولایت مبارزه ای سخت وپیگیررااغازکرد.

...فاطمه (س)دربستربیماری هم به دفاع ازولایت می پرداخت وازحق علی (ع)دفاع میکردومی فرمود:

"آه!مرگ من نزدیک شده ودرروزگارجوانی ازدنیامیروم وازغم وغصه نجات می یابم اماکودکانم راچه کنم؟؟..."

بالاخره زمان وداع نزدیک شد.به علی (ع)سفارش کرد:


"مراشبانه غسل بده وکفن کن وبه خاک بسپار.اجازه نده اشخاصی که حقم راغصب کردندوآزارم دادندبرمن نمازبخوانندیادرتشییع جنازه ام حاضرشوند."

روح پاک زهرا(س)به آسمان پروازکرد...

علی(ع)همراه بافرزندانش غرق درماتم واندوه شد به گونه ای که فرمود/ک"ای دخترپیغمبر!وجودتوتسلی بخش من بود.بعدازتوازکه تسلی جویم؟"

علی شبانه همسرش راغسل وکفن کردوقبل ازآنکه بندهای کفن راببنددصدازد:"ای حسن!ای حسین!ای زینب!وای کلثوم!بیاییدوبامادرتان خداحافظی کنید..."

کودکان به سرعت امدنوخودراروی بدن مادرانداختند.آنان باصدای آهسته گریه میکردندوکفن مادرشان رابااشک های خودمرطوب ساختند...

"آسایش جان.جلد٢"