سلام قلب

نمیدانم الان چه کسی این مطلب رامی خواندولی مطمئنایکی ازوبگردهای اهل دل است که شایدبه طوراتفاقی سری به این وبلاگ زده است ولی حالا که تشریف اوردیدقدمتان برروی چشم!لطفاچنددقیقه همراه من باشید سعی میکنم خیلی بهتون بدنگذرد.

خوب برای شروع بهتراست مثل بقیه کارهابانام خداآغازکنیم ولی نه مثل همیشه!بلکه بایک معرفی نامه موثق!!!

ماکارهارابانام خداشروع کرده وادامه میدهیم چون :

الذی خلقنی فهویهدین{همان خدایی که مرابیافریدوبه راه راست هدایت فرمود}

والذی هویطعمنی ویسقین{وهمان خدایی که مراغذامیدهدوسیراب میگرداند}

واذامرضت فهویشفین{وچون بیمارمیشوم مراشفا میدهد}

والذی یمیتنی ثم یحیین{وهمان خدایی که مرامی میراند(ودرآخرت)دوباره زنده میکند}

والذی اطمع ان یغفرلی خطیئتی یوم الدین{وهمان خدایی که چشم امیددارم که روزجزا گناهم رابیامرزد}

(قرآن کریم سوره شعراایات٧٩-٨٢)

قشنگ بود نه؟

راستی راستی تابه حال چقدردرباره خودت خداورابطت بایک خالق لایزال فکرکردی؟

اصلا رابطه باخداچطورتعریف میشه؟

بایدچگونگیش راچه کسی تعیین کند؟خدا یابنده؟خیال باطل