درمان ضعف عملی در عبادات

شناخت عامل اصلی حرکت است. خمیر مایه ی عمل شناخت است. هسته ی مرکزی رفتار آگاهی است. از این رو در تقویت شناخت باید فکری کرد.

بعضی افراد علی رغم اعتقاد به حقانیت دین اسلام و اعتقادات و دستورات آن، در عرصه عمل ضعیفند، یعنی با وجود اینکه دستورات اسلام را حق می دانند، در مرحله عمل گرفتار تنبلی و یا بی توجهی می شوند. اعتقادات بهشان انگیزه و حرکت نمی دهد. این گونه نیست که وقتی صدای اذان به گوش می رسد میل و رغبت کنند به نماز خواندن و یا وقتی در جمعی قرار گرفتند که گناه آلود بود، عزم راسخ کنند بر خروج از آن. راه حل این مشکل کجاست؟ چطور می توان انگیزه عمل را در این افراد به وجود آورد؟

«اندیشه»

ای برادر تو همان اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای

به این مثال دقت کنید:

اگر در زیر خانه ی شما گنجی پنهان باشد و شما از آن بی خبر باشید ممکن است منزل را با قیمت نازلی بفروشید. اما اگر از گنج عظیمی که در منزل شما وجود دارد، آگاه باشید حاضر نمی شوید آن را ارزان حراج کنید. چرا؟ چه چیزی باعث شد رفتارهای شما تفاوت کند؟ در یک صورت منزل را با قیمت ارزان می فروشید اما در صورت دیگر آن را با قیمت بالا نیز واگذار نمی کنید؟ چه عاملی سبب اتخاذ تصمیم های گوناگون شده است؟ بغیر از شناخت و آگاهی عامل دیگری شما سراغ دارید؟

شناخت عامل اصلی حرکت است. خمیر مایه ی عمل شناخت است. هسته ی مرکزی رفتار آگاهی است. از این رو در تقویت شناخت باید فکری کرد.

شناخت با تأمل از ظاهر عبور می کند و بر باطن لانه می گزیند. در این هنگام است که عمل زایش می یابد و تولید می شود و جوششی دل نشین می یابد. اما اگر شناخت فرد در سطح باقی بماند، نمی تواند به عمق راه پیدا کند و دُر و مروارید بدست آورد

 

«قرآن و نگرش»

قرآن کتاب هدایت است. آن چه برای یافتن مسیر و راه برای انسان ضروری است را فرو گذار نگرده است. یکی از عوامل هدایت شناخت و بینش نسبت به هستی است. از این رو در آیات متعدد کلام الهی به انسان شناخت می دهد« إِنَّ فی‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ؛ مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏هاى (روشنى) براى خردمندان است»(بقره/190). چرا که این إعطا نگرش عامل اصلی برای پی بردن به حقیقت و قدم نهادن در آن است. شما هنگامی که به این هستی با دیده ی بصیرت و درس گیری نگاه می کنید خواهید دید که این هستی را هستی بخشی است. بنابراین از اثر(شب و روز) به موثر(خدا) راه پیدا می کنید. در این صورت است که جان می گیرید.

اما عده ای هم هستند که شب و روز، حیات و ممات، بهار و زمستان، جوانی و پیری را نظاره می کنند اما بی توجه از آن می گذرند. اگر چه اعتقاد و باور به این حقایق دارند و آنها را می دانند. اما چون با دید سطحی از آن می گذرند، لایه های رویین را می بینند و در نتیجه به همین دنیا می رسند« یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُون؛ آنها فقط ظاهرى از زندگى دنیا را مى‏دانند، و از آخرت (و پایان کار) غافلند»(روم/7).

عده ای هستند که با دیده ی دقت و تأمل در این آیات فکر می کنند و از آن درس می گیرند و از ظاهر به باطن راه پیدا می کنند.

شناخت با تأمل از ظاهر عبور می کند و بر باطن لانه می گزیند. در این هنگام است که عمل زایش می یابد و تولید می شود و جوششی دل نشین می یابد. اما اگر شناخت فرد در سطح باقی بماند، نمی تواند به عمق راه پیدا کند و دُر و مروارید بدست آورد.

این که دیده می شود برخی با اعتقاد بر برخی مسائل هم چنان از عمل محروم هستند به همین دلیل است که شناخت آنها به معرفت و ایمان تبدیل نشده است و به چشم ظاهر می بینند اما چشم باطن آنها خوب نمی بیند. از این رو از عمل تهی هستند. قرآن قلب را عمیق می داند که باید معارف در آن داخل شوند، تا به نتیجه درآید و میوه ی آن را چشید«قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإیمانُ فی‏ قُلُوبِکُم؛ بگو: «شما ایمان نیاورده‏اید، ولى بگویید اسلام آورده‏ایم، امّا هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است»(حجرات/14).

در آیات مختلف و متعدد به این حقیقت که از ایمان زایش و رویش می یابد، اعمال، رفتار و کارها « وَ بَشِّرِ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات؛ به کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، بشارت ده»(بقره /25) و یا در آیه ی دیگر آمده« وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»(بقره/82) ؛آری ایمان است که محصول آن عمل است و به وسیله ی عمل می توان ایمان افراد را یافت.

قرآن به وسیله ی دیدن و عبور از ظاهر به باطن هستی و تعمق در آفریده ها می خواهد این ایمان را در جان ما بکارد« آیا آنان به شتر نمى‏نگرند که چگونه آفریده شده است؟! و به آسمان نگاه نمى‏کنند که چگونه برافراشته شده؟! و به کوه‏ها که چگونه در جاى خود نصب گردیده! و به زمین که چگونه گسترده و هموار گشته است؟!»(غاشیه/17 تا 20)

این آیات به ظاهر راهنما می شوند تا راهی برای درون ما باز شود. در این صورت است که جان ما عطش عشق و محبت خدا در آن شعله می گیرد« الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ؛ کسانی که ایمان آورده اند محبت شان شدید است برای خدا»(بقره/165)

کاندر ایمان خلق عاشق‏تر شدند در فناى جسم صادق‏تر شدند

آری اگر این اعتقادات را به ایمان و باور قلبی تبدیل کنیم آن وقت بازار عمل و عشق به مناجات خدا گرم خواهد شد

.

راهکار:

 

1. قرآن کریم تلاوتش و تأملاتش به انسان چنان بینشی عنایت می کند که انسان را به وادی صراط مستقیم هدایت می کند و در این صورت انسان همواره به یاد و توجه خدا خواهد بود. پس هر مقداری که می توانید خود را با قرآن مانوس کنید« فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْه؛ پس به اندازه‏اى که براى شما ممکن است از قرآن تلاوت کنید»(مزمل/20).

 

2. شناخت خود، زندگی و پایان حیات دنیا بسیار می تواند در تبدیل شدن شناخت به معرفت که مرحله ی عمیق تری از شناخت است موثر باشد. هنگامی که این شناخت ها شکل درست و عمیقی پیدا کرد، احساس نیاز به خدا در جان ما پدیدار می شود و ما را به طاعت می کشاند، آن هم چه کشاندنی«یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمید؛ اى مردم شما (همگى) نیازمند به خدائید تنها خداوند است که بى‏نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است»(فاطر/15).

 

3. وقتی را در شبانه روز با خود خلوت کردن و به ذکر خدا مشغول شدن در این که قلب انسان به آیات الهی ایمان بیاورد موثر است. مرحوم امام خمینی- رحمه الله علیه- این بت شکن تاریخ به این روش بسیار در کتب هایشان توصیه می کردند(ر/ک: آداب صلوه).

 

4.نگرش به عبادت تا بالا نرود، و عمق نیابد و عبادت را فقط ظاهری ببینیم، ما هم حس و حال عبادت نخواهیم داشت. اما اگر متوجه شدیم جان ما بسته به طاعت است، دربست در خدمت عبادت خواهیم بود. عبادت آن قدر اهمیت دارد که هدف از خلقت بندگی دانسته شده است«وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز براى این که عبادتم کنند(و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)»(ذاریات/56).

در این عبادات نماز جایگاه والایی دارد و انسان را بالا می برد. به راستی ما چه مقدار در باره ی ستون عبادات که نماز است آگاهی داریم؟ چقدر به آداب و اسرار و رازهای آن شناخت داریم؟

 

در کتاب راز نماز آیت الله جوادی آملی – دامت برکاته- آمده است:

تأویل(باطن) سر بلند کردن از رکوع و گفتن« سمع الله لمن حمده، الحمدلله رب العالمین» این است که: آن کسی را سپاس می گویم که مرا از نیستی به هستی آورد.

تأویل سجده ی اول این است که در حال رفتن به سجده به ذهنت خطور دهی خدایا مرا از زمین آفریدی. وقتی سر از سجده بر داشتی تأویلش آن است که از زمین بیرون آوردی؛

تأویل سجده ی دوم آن است که مرا دگر بار به زمین بر می گردانی؛ و تأویل سر برداشتن از سجده ی دوم آن است که به قلبت خطور دهی بار دیگر مرا از خاک بیرون می آوری.

کسی که این شناخت و این توجهات را در نماز داشته باشد، آیا از عبادت می تواند رویگردان شود و کسالت او را فرا بگیرد؟ در این زمینه کتابهای آیت الله جوادی آملی با عنوان راز نماز و حکمت عبادات بسیار مفید است.

 

5. هر عبادتی را که می خواهیم انجام بدهیم سعی کنیم سریع به آن اقدام ورزیم. به طور مثال می خواهیم نماز بخوانیم آن را در اول وقت بخوانیم. این تصمیم عزم شما را جزم می کند و همین خواستن کمک می کند که به توفیق الهی نماز را در اول وقت بخوانیم و از برکات آن بهره ببریم. مدتی بر این امر استقامت کردن ما را از تنبلی رها می کند.

کشف این نه از عقل کار افزا بود بندگى کن تا ترا پیدا شود

بخش قرآن تبیان