اعجاز رنگ‌ها در قرآن

حجت‌الاسلام دکتر مهدی رستم‌نژاد*

عضو هیئت علمی جامعه المصطفی9 العالمیه

مهدی نوید*

کارشناس ارشد علوم قرآنی و حدیث دانشگاه علوم اسلامی رضوی

چکیده

قرآن کریم از جنبه‌های گوناگون معجزه‌ است و اعجاز علمی یکی از این ابعاد می‌باشد. در این میان «اعجاز رنگ‌ها» موضوعی است که کم‌تر مورد توجه و بحث قرار گرفته است؛ در حالی که با اثبات آن،‌ گوشه‌ای دیگر از اعجاز علمی قرآن روشن می‌شود. این مقاله در پی اثبات این ادعا است که خداوند در بسیاری از آیه‌های مربوط به رنگ‌ها، به آثار روانی رنگ بر شخصیت انسان اشاره کرده است. نویسنده پس از بیان جایگاه و ضرورت موضوع، آیه‌هایی را که واژه «الوان» و «لون» در آن‌ها به کار رفته است می‌آورد، سپس جداگانه رنگ‌های زرد، قرمز، آبی، سبز، سفید و سیاه را در قرآن بررسی می‌کند و توضیح می‌دهد که قرآن از یک رنگ معنوی، ورای همه رنگ‌ها، نام برده است که «رنگ خدایی و توحید» و بهترین رنگ‌هاست. آیات مربوط به رنگ‌ها، گاه اعجاز علمی‌اند و در مواردی شگفتی‌ها علمی قرآن به شمار می‌آیند؛ ضمن این که اختلاف رنگ در جهان آفرینش، هم نشانه توحید ربوبی است و هم می‌تواند نشانه حکمت الهی باشد.

واژه‌های اصلی: قرآن، اعجاز، اعجاز علمی، اعجاز رنگ‌ها، رنگ.

 

مقدمه

‌اعجاز علمی یکی از ابعاد گوناگون اعجاز قرآن است که از جنبه‌های متفاوتی قابل بررسی است. یکی از شگفتی‌های مطرح شده در قرآن، مسائل مربوط به رنگ‌ها است که در مورد برخی از آن‌ها ادعای اعجاز شده است؛ چون قرآن شاید برای اولین بار به برخی آثار رنگ‌ها اشاره کرده است و بشر تا زمان نزول قرآن، به آن‌ها پی‌نبرده بود. با اثبات اعجاز علمی در پدیده «رنگ‌ها» می‌توان پرده از روی یکی دیگر از ابعاد اعجاز علمی این کتاب آسمانی برداشت.

مفهوم‌شناسی رنگ

رنگ یک انعکاس مرئی است که در اثر عبور یا انتشار یا بازتاب ترکیب رنگ‌ها توسط اشیاء به وجود می‌آید (بلوردی، رنگ‌ها و پیام‌ها در قرآن، نشریه مشکات). از دیدگاه‌ علمی ثابت شده که همه رنگ‌ها از تشعشع‌های نور خورشید است و هر شیء به میزان شفافیت و خاصیت جذب پرتوها، بعضی پرتوها را جذب می‌کند و برخی را باز می‌تاباند، در نتیجه آن شیء را به رنگ پرتوهای بازتاب شده می‌بینم. از سوی دیگر این پرتوها با ترکیب شدن، نورهای دیگری را می‌سازند که بریافته‌های مخروطی شکل اعصاب چشمی اثر می‌گذارد و سبب دیدن آن نور می‌شود. وقتی جسمی همه نورها را بازتاباند، سفید و زمانی که همه نورها را جذب کند، سیاه دیده می‌شود. چشم انسان نسبت به آن دسته از امواج که طول موجشان بین 400 تا 700 میکرون است، حساسیت دارد. بخش دیدنی طیف نور سفید دقیقاً از 380 تا 770 نانومتر است. امواج فراسوی بنفش طول موجی کم‌تر از 380 و امواج مادون قرمز، بیش‌تر از 770 نانومتر (هر نانومتر یک میلیونیم میلی‌متر است) دارند (آیت اللهی، رنگ در قرآن، فصل نامه دانشور، ش21، س ششم، ص 1 و 2).

نیوتن در سال 1666‌م کشف کرد که همه رنگ‌های طیف نوری در نور سفید موجودند. (پائولین، رنگ‌ها و تأثیرات درمانیشان، ص 15). نور سفید از ترکیب همه امواج نوری تشکیل می‌شود؛ ولی وقتی آن را با یک منشور به طول موج‌های مختلف می‌شکنیم، کوتاه‌ترین موج در ورای تجزیه بنفش و امواج بلند‌تر در ورای تجزیه، قرمز می‌باشد. طول موج‌هایی که در وسط این دو حد قرار می‌گیرد، باعث درک ما نسبت به رنگ آبی‌، سبز و زرد می‌شوند. به این رنگ‌ها و رنگ‌های دیگر که از ترکیب آن‌ها به دست می‌آید، لون (Hue، رنگ) گفته می‌شود (نرمال، اصول روان‌شناسی، ج2، ص341).

رنگ سفید از آمیزش همه طول موج‌ها به دست می‌آید. رنگ به ادراک ما از دنیا نه تنها جلوة با شکوهی می‌دهد؛ بلکه آگاهی‌های بیشتری دربارة آن در اختیار ما می‌گذارد. چشم دارای قدرت ترکیب‌کنندة رنگ است و رنگ‌ها را با تغییر دادن نسبت فعالیت‌ عصبی در این سه نوع گیرنده، ترکیب می‌کند و گیرنده‌های چشم به قرمز، سبز و آبی حساس‌ترند (وین روان‌شناسی عمومی، ص 75).

حاصل سخن این که رنگ، تأثیر فیزیولوژی بر شبکیه چشم است، گاهی نتیجة مادة رنگی است و گاهی در اثر شعاع نور رنگی می‌باشد و جذب نشدن یکی از طول موج‌های متفاوت طیف، و دفع آن توسط جسم، رنگ اشیا را می‌سازد و تحریک سلول‌های عصبی چشم نسبت به رنگ‌های مختلف متفاوت است (همو، ص 2).

تاریخچه

دانش‌های گوناگونی از جمله، فیزیک، شیمی، روان‌شناسی، طب و هنر، متصدی بررسی مسأله رنگ‌ها شده و هر کدام از یک جنبه درباره رنگ‌ها بحث کرده‌اند و کتاب‌هایی هم دربارة تأثیرهای روانی رنگ‌ها بر انسان و درمان با رنگ‌ها نوشته شده است، مانند کتاب «روان‌شناسی رنگ‌ها از دکتر ماکی، ترجمه ویدا أبی‌زاده» و کتاب «رنگ‌ها و تأثیرات درمانی شان از پائولین ویلز، ترجمه مینا اعظامی». در عرصه «رنگ در قرآن مجید» نیز کتاب‌ها و مقالاتی نوشته شده است، مانند کتاب «الاعجاز اللونی فی القرآن الکریم». دکتر شهید رضا پاک‌نژاد در کتاب «اولین دانشگاه و آخرین پیامبر» که رسالة‌ دکترای اوست، در چند مورد ادعای اعجاز می‌کند؛ از جمله در ذیل آیه «69 سورة نحل» که قدرت شفا دهندگی عسل را مربوط به رنگارنگ بودن مواد اولیه عسل می‌داند و این را اعجاز قرآن می‌شمارد. وی در ذیل آیات 28 سوره فاطر و سوره 69 بقره نیز معجزه‌های مربوط به رنگ‌شناسی قرآن را می‌آورد. بحث مفصلی هم در جلد سوم راجع به تأثیرهای روانی رنگ‌ها دارد و متذکر می‌شود که بقراط حکیم گفتاری راجع به رنگ‌ها دارد (پاک‌نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 5، ص 154). در قرن یازدهم میلادی پزشک ایرانی، بوعلی سینا، در کتاب قانون با اشاره به کاربرد درمانی رنگ‌ها، بار دیگر بحث رنگ درمانی را زنده کرد. از جمله می‌گوید: رنگ قرمز فشار خون را بالا می‌برد و رنگ آبی آن را پایین می‌آورد و رنگ زرد التهاب و درد را کاهش می‌دهد (پائولین، همان، ص 15). یاد آوری این نکته لازم است که پس از جست‌وجوی فراوان در کتاب قانون بو علی، به منبع اصلی این نکته دست نیافتیم.

مقاله بیست و سه صفحه‌ای «الألوان فی القرآن رؤیة فنیة و مدلول» از دکتر أشرف فتحی عبدالعزیز استادیار دانشگاه قناة سوئیس در سایت موسوعة الاعجاز العلمی فی القرآن هم از جمله کارها در حوزه اعجاز رنگ‌هاست. وی تمام آیات مربوط به رنگ‌ها را بررسی می‌کند و اشاره‌هایی به اعجاز عددی رنگ‌ها دارد.

بیشتر کارهای انجام شده تنها درباره اصل رنگ در قرآن است و دربارة معجزه بودن آن کمتر کار شده است؛ حتی مقالاتی که عنوان «اعجاز رنگ‌ها» را دارند، تنها به عنوان یک شگفتی از آن یاد کرده‌اند و در پی اثبات و ادعای اعجاز علمی به معنایی که ما بیان کردیم، نبوده‌اند؛ لذا جا دارد این کمبود جبران شود.


رنگ در قرآن

مجموع الفاظ قرآنی که بر رنگ‌ها دلالت دارند، سی و پنج 35 کلمه‌اند (اشرف فتحی، الألوان فی القرآن، موسوعة الاعجاز العلمی فی القرآن و السنّة، ص 20 (www.55a.net) ).

قرآن از رنگ‌های قرمز، زرد، سبز، آبی، سفید و سیاه یاد می‌کند. علاوه بر آن، رنگ معنوی (رنگ خدایی) هم در قرآن آمده است.

قرآن در بسیاری از آیه‌ها عنوان کلّی رنگ (الوان) را به کار می‌برد و در مواردی از رنگ‌های گوناگون یاد می‌کند، بنابراین آیات در برگیرندة رنگ را می‌توان به دو دستة کلی تقسیم کرد:

1. آیاتی که از واژة «لون» یا «الوان» یا «صبغة» استفاده کرده‌اند.

2. آیاتی که از رنگ‌های مختلف استفاده برده‌اند.

ابتدا به بررسی کلی آیاتی که از عنوان کلی رنگ بهره برده‌اند، می‌پردازیم.

واژة «لون» و جمع آن «الوان» به معنی رنگ‌ها، نه مرتبه، در هفت آیه ذکر شده است؛ هفت مورد به صورت جمع و دو مورد به صورت مفرد؛ اما واژه «صبغه» دو مرتبه و در آیه 128 سوره بقره آمده است.

آیاتی مشتمل بر واژه‌های «الوان»، «لون» و «صبغه»:

1. Gقَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِینَF (بقره/69)؛ «گفتند: «براى ما از پروردگارت بخواه تا روشن بیان کند برایمان که رنگ آن (گاو) چگونه است؟» (موسى) گفت که او مى‏گوید: در حقیقت آن گاوى زرد است که رنگش یک دست است که بینندگان را شاد مى‏سازد».

2. Gوَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلاَفُ الْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَF (روم/ 22)؛ «و از نشانه‏هاى او آفرینش آسمان‏ها و زمین و تفاوت زبان‏هایتان و رنگ‏هاى شماست. قطعاً، در آن‏[ها] نشانه‏هایى براى دانایان است».

3. Gوَمَا ذَرَأَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَذَّکَّرُونَF (نحل/ 13)؛ «و آنچه را در زمین براى شما، با رنگ‏هاى متفاوتش، آفرید و منتشر کرد (مسخّر شما ساخت)، قطعاً، در آن‏[ها] نشانه‏اى است براى گروهى که متذکّر مى‏شوند».

4. Gثُمَّ کُلِی مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلَاً یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَF (نحل/69)؛ «سپس از همه‏ى محصولات بخور و راه‏هاى پروردگارت را فروتنانه‌ بپیما.» از شکم‏هایشان نوشیدنى (= عسل) بیرون مى‏آید که رنگ‏هایش متفاوت است [و]در آن براى مردم درمانى است؛ قطعاً در آن‏[ها]نشانه‏اى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند».

5. Gأَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ ثَمَرَاتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوَانُهَا وَمِنَ الْجِبَالِ جُدَدٌ بِیضٌ وَحُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهَا وَغَرَابِیبُ سُودٌF (فاطر/27)؛ «آیا نظر نکرده‏اى که خدا از آسمان، آبى فرو فرستاد، به وسیله‏ى آن محصولاتى که رنگ‏هایش متفاوت است (از زمین) خارج ساختیم و از کوه‏ها راه‏ها (و رگه‏ها) ى سپید و سرخ، که رنگ‏هایش متفاوت است و سیاه سیاه (آفریدیم)؟!».

6. Gوَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ کَذلِکَ إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌF (زمر/21)؛ «و از مردم و جنبندگان و دام‏ها (انواعى هستند) که رنگ‏هایشان همان‏گونه متفاوت است. از میان بندگان خدا، فقط دانشوران از او هراس دارند؛ [چرا]که خدا شکست ناپذیرى بسیار آمرزنده است».

7. Gأَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَسَلَکَهُ یَنَابِیعَ فِی الْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ ...F (زمر/ 21)؛ «آیا نظر نکرده‏اى که خدا از آسمان آبى فروفرستاد و آن را به چشمه‏هایى که در زمین است وارد نمود، سپس به وسیله‏ى آن زراعتى را با رنگ‏هاى متفاوتش بیرون مى‏آورد».

8 . Gصِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَF (بقره/ 138)؛ «رنگ (و نگار) خدایى (بپذیرید)؛ و خوش رنگ (و نگار) تر از خدا کیست؟ و ما تنها پرستش‏کنندگان اوییم». راجع به اعجاز عددی مربوط به بحث رنگ‌ها، ادعا شده است که واژه «الوان» هفت بار به صورت جمع[1] در قرآن به کار رفته است که شاید اشاره به طیف‌های هفت‌گانة نور سفید باشد و احتمال دارد حکمت ذکر هفت مرتبه واژه الوان از این جهت باشد که نور سفید شامل هفت رنگ درک‌پذیر با حس بینایی انسان است که پس از برخورد نور با منشور، و شکست نور این الوان هفت گانه به چشم می‌خورد (ر.ک. به: دکتر فتحی عبدالعزیز الوان فی القرآن، ص 4). این ادعا خدشه‌پذیر است؛ چون نمی‌توان ادعای قطعی کرد که بین عدد هفت آیه‌ها با طیف‌های هفتگانه نور رابطه‌ای هست.

اول) بررسی آیات گروه اول

1. Gوَمِنْ آیَاتِهِ خَلْقُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلاَفُ الْسِنَتِکُمْ وَأَلْوَانِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَF (روم/ 22)؛ «و از نشانه‏هاى او آفرینش آسمان‏ها و زمین و تفاوت زبان‏هایتان و رنگ‏هاى شماست. قطعاً، در آن‏[ها] نشانه‏هایى براى دانایان است».

رنگ‌شناسی از راه‌های خداشناسی است (در این نشانه‌هایی برای دانایان است). وقتی انسان به اختلاف رنگ‌ها بیشتر دقت می‌کند، قدرت خدا را بهتر درک می‌کند. فخر رازی می‌گوید:

شناسایی انسان نسبت به انسان دیگر یا باید با چشم باشد یا گوش و خدا برای تشخیص گوش، اختلاف آوازها و آهنگ‌های صدا، و برای تشخیص چشم، رنگ‌ها و صورت‌ها و شکل‌های مختلف را آفریده است؛ به گونه‌ای که در تمام دنیا نمی‌توان دو انسان را پیدا کرد که از نظر چهره و آهنگ صدا از تمام جهت‌ها یکسان باشند! (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 16، ص 395).

علامه طباطبایی در المیزان فی تفسیر القرآن می‌فرماید:

«ظاهر این است که مراد از اختلاف الوان، اختلاف امت‌ها در رنگ‌های مختلف است، مثل سفید و سیاه و زرد و قرمز و ممکن است مراد از تفاوت رنگ‌ها تفاوت هر فردی با دیگر افراد، به حسب رنگ پوستش باشد» (طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 16، ص 167).

تفاوت رنگ پوست انسان‌ها مربوط به میزان «ملانین» در پوست انسان است (محمودی، احمد، پیشین، ص8). رنگ پوست حیوان‌ها و انسان‌ها به سازش آن‌ها با نور آفتاب و آب و هوای محیط خود بستگی دارد. میزان تیره یا روشن بودن پوست، میزان نیاز بدن را به اشعه ماورای بنفش نشان می‌دهد. تأثیر نور آفتاب باعث تحریک رنگ دانه ملانین در پوست و تولید ویتامین D می‌شود. پوست با تغییر رنگ، میزان ویتامین D بدن را متعادل می‌کند (بن بوا، زیبایی نور، ص 91).

بررسی

طبق یک تفسیر که الوان به معنای «رنگ‌های پوست انسان‌ها» باشد، آیه یکی از نشانه‌های وجود خالق هستی را ذکر می‌کند؛ این که خداوند برای شناسایی افراد، این گونه قرار داده‌ است تا مردم هم‌دیگر را بهتر تشخص دهند.

به نظر می‌رسد با توجه به این‌که در صدر و ذیل آیه به نشانه آیه ـ آیاته ... لآیاتٍ... ـ بودن آفرینش زمین وآسمان و گوناگونی زبان‌ها و رنگ‌های انسان‌ها اشاره شده است؛ به خصوص این که خداوند در ذیل آیه فرمود: «إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَاتٍ لِلْعَالِمِینَ»، شاید با دقت بیشتر بتوان به اسراری پی برد که خداوند آن را به عنوان «آیه» مطرح کرده است.

2. Gوَمَا ذَرَأَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَذَّکَّرُونَF (نحل/ 13)؛ «و آنچه را در زمین براى شما، با رنگ‏هاى متفاوتش آفرید و منتشر کرد (مسخّر شما ساخت)، به قطع، نشانه‏اى در آن‏[ها] براى گروهى که متذکّر مى‏شوند، هست».

قرآن مجید رنگ‌ها را محدود به گل‌ها، میوه‌ها، عسل و انسان‌ها نمی‌داند؛ بنابر این در آیه می‌فرماید آن‌چه را برای شما آفرید، به انواع گوناگون و رنگارنگ (مراد از الوان در آیه همان رنگ‌ها است و نیزممکن است به معنای انواع باشد) درآورد. نقاش چیره دست هستی، پدیده‌ها را متناسب با روح و روان آدمی نقاشی کرد، لذا تنوع رنگ‌ها انسان‌ها را از کسالت بیرون می‌آورد و فضایی دل‌پذیر را برای زندگی فراهم می‌سازد. به راستی اگر تمام دنیا یک رنگ بود، چه می‌شد؟ دانستن تأثیر روان‌شناختی رنگ‌ها بر انسان، فهم این دسته از آیات را آسان‌تر می‌سازد. به نظر می‌رسد این که در پایان آیه فرمود «گوناگونی رنگ‌ها نشانه‌ای است برای کسانی که اهل تذکّر و تفکر و یادآوری و تدبّرند»، به اجمال اشاره‌ای به اعجاز رنگ‌ها در قرآن باشد که می‌تواند دانشمندان را به سمت تحقیق گسترده‌تر پیرامون آثار رنگ‌ها رهنمون شود؛ البته بهتر است این آیه را جزء اشارات علمی قرآن بگیریم. علامه طباطبایی با توجه به مفرد بودن «آیه» در آخر این آیه، استفاده کرده است که آیه بر توحید ربوبی دلالت می‌کند (طباطبایی، همان، ج12، ص215).

3. Gثُمَّ کُلِی مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلَاً یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَF (نحل/ 69)؛ «سپس از همه‏ى محصولات بخور و راه‏هاى پروردگارت را فروتنانه بپیما.» از شکم‏هایشان نوشیدنى (= عسل) بیرون مى‏آید که رنگ‏هایش متفاوت است [و] در آن براى مردم درمانى است؛ قطعاً، در آن‏[ها]نشانه‏اى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند».

تنوع رنگ عسل‌ها از دیگر آیاتی است که واژة الوان را در بر می‌گیرد. در این آیه سخن از وحی به زنبور عسل است که چه مسیری را طی می‌کند و ماده‌ای رنگارنگ را تولید می‌کند که شفای برای مردم است. رنگ‌های مختلف عسل، به رنگ‌های مختلف گل‌هایی مربوط است که زنبور از آن بهره می‌برد. چند مادة قندی رنگ گل‌ها را درست می‌کنند و چون این دو (رنگ عسل و رنگ گل‌ها) ارتباط مستقیم با هم دارند، پس هر عسل با رنگ مخصوص خود، ماده قندی ویژه‌ای دارد. فاصله‌ای که بین «شَرَابٌ» و ویژگی خاصیت شفادهندگی آن هست (مختلف الوانه)، از نکات زیبای قرآن است. کتاب‌های گیاه‌شناسی نیز خواص درمانی گیاهان را به عناصر قندی موجود در آن مربوط می‌دانند (پاک‌نژاد، رضا، همان، ج 3، ص 149 و 169). در تفسیر المیزان آمده است:

«از شکم زنبور عسل نوشیدنی به نام عسل بیرون می‌آید که دارای رنگ‌های گوناگون، بعضی سفید، بعضی زرد، بعضی قرمز سیر و بعضی مایل به سیاهی است که برای بیشتر امراض شفاست. عسل‌ها رنگ‌های متفاوتی دارند که مربوط به تنوع موادی است که از آن‌ها استفاده می‌کنند و مناسب ذوق‌های مختلف نیز هست» (طباطبایی، همان، ذیل آیه 69، سوره نحل).

شهید دکتر پاک‌نژاد در جلد پنجم کتاب اولین دانشگاه و آخرین پیامبر که مربوط به عسل است، فصلی با عنوان رنگ‌های گوناگون عسل می‌گشاید و یادآور می‌شود که رنگ عسل‌ها به رنگ‌ گیاهانی بستگی دارد که زنبورها بر آن‌ها می‌نشینند. آن‌گاه چگونگی به وجود آمدن رنگ گل‌ها را یادآور می‌شود (پاک‌نژاد، همان، ج 5، ص 135). وی می‌گوید:

«این که قرآن پس از اشاره به رنگ‌های گوناگون عسل، خاصیت شفابخشی آن را ذکر فرموده، خود اعجاز به شمار رفته و رنگ‌ها در غذا و شفا و درمان رُل مهم و اساسی را دارند» (همان، ص 145).

پس در این آیه، به خواص غذایی و شفابخشی رنگ‌ها توجه شده است. وی در جای دیگر می‌نویسد:

«به مفهوم علمی پیوند بین کلمات Gشَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِF دقت کنید. از آیه فهمیده می‌شود که در صورتی عسل شفا است که آشامیده شود، آیا رنگ مواد قندی که موجب رنگ شدن گل‌ها می‌شود، خاصیت شفا دهندگی دارد که قرآن در فاصلة بین شراب (عسل) و خاصیت شفادهندگی آن جملة «مختلف الوانه» را آورده است؟ آری اگر این مطلب اعجاز آمیز 15 قرنی قرآن را پذیرفتید، شما را به کتاب‌های گیاه‌شناسی طبی راهنمایی می‌کنم که بسیاری از خاصیت‌های گیاهی مربوط به عناصر قندی موجود در گیاه است؛ همان عناصر قندی که باعث رنگین شدن گل‌ها می‌گردد» (همو، ص 149).

آن‌گاه از کتاب «دکتر رنگ را تجویز می‌کند» مطالب فراوانی راجع به تأثیر رنگ‌ها نقل می‌کند. به نظر می‌رسد دکتر پاک‌نژاد این آیه را نوعی اعجاز علمی قرآن می‌داند که قرآن برای اولین بار پانزده قرن پیش به اثر شفا بخشی رنگ عسل اشاره کرده است.