عیدفطر...

عیدسعیدفطربرتمام مسلمانان وروزه داران عزیز مبارک وفرخنده باد!

هوراقلبتشویق

راستی اعمال شب وروز عیدرافراموش نکنید!چشمک

شب عید فطربه روایتی یکی ازشبهای قدراست وخداوندبه اندازه تمام کسانی که درماه رمضان موردبخشش ورحمت قرارداده است دراین شب می بخشاید!

التماس دعا...

/ 27 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حقیقت جو

هوالحق سلام دوست عزیز با پست جدیدی به روزم ومنتظر حضور شما.لطفا بیاینو این مطلب رو تا آخرش مطالعه کنید. منتظرم یازهرا[گل][گل]

حقیقت جو

هوالحق سلام دوست عزیز با پست جدیدی به روزم ومنتظر حضور شما.لطفا بیاینو این مطلب رو تا آخرش مطالعه کنید. منتظرم یازهرا[گل][گل]

Danyal

آدم هـا می آینـد زنـدگی می کننـد می میـرنـد و می رونـد ... امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد! مـی مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشیـن می شـود کـه تـــو می میـری در حالـی کـه زنــده ای ...

پدرام

چه جالب نمیدونستم من یه آپ متفاوت دارم خواستید بیایید حتما[گل]

طلبه پاسخگو

با سلام و عرض ادب طاعات و عباداتتون قبول. با سوال جدید: تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت آری یا نه ؟ به روزم. منتظر حضور گرمتان و شرکتتان در بحث هستم. التماس دعا

قلم دوش

بخدا عید تموم شد بعد از عید رو بنویس

Rain boy

معلم پای تخته داد میزد صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسیها لواشک بین خود تقسیم می کردند وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد. برای اینکه بیخود های‌وهو می کرد و با آن شور بی‌پایان تساویهای جبری را نشان می‌داد با خطی خوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است از میان جمع شاگردان یکی‌برخاست همیشه یک نفر باید بپاخیزد... به آرامی سخن سر داد: تساوی اشتباهی فاحش و محض است نگاه بچه‌ها ناگه به یک سو خیره گشت و معلم مات بر جا ماند و او پرسید: اگر یک فرد انسان، واحد یک بود آیا یک با یک برابر بود؟ سکوت مدهوشی بود و سوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود و او با پوزخندی گفت: اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟ اگر یک فرد انسان واحد یک بود

Rain boy

نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌گردید؟ یا چه‌کس دیوار چین‌ها را بنا می‌کرد؟ یک اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم می‌گشت؟ یا که زیر ضربه شلاق له می‌گشت؟ یک اگر با یک برابر بود پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟ معلم ناله‌آسا گفت: بچه‌ها در جزوه‌های خویش بنویسید: یک با یک برابر نیست.......

SiNA Hp (باران عشق)

این روزا رو حرف هیح کس نمی‌شه حساب باز کرد به این نتیجه رسیدم که باید هر حرفی‌ که میشنوی یه جا بنویسی‌ پاشم امضا بشه ▌║█║▌█│║▌║│█║▌║█║ Copyright © 2011 SiNA Hp

Rain boy

وقتی احساس ها رنگ می بازند... وقتی دیدارها زیر پای هر حادثه ای له می شوند بی آنکه جاودانگی را لمس کنند... وقتی لبخندهایت پشت انتظارهای طولانی جا خوش می کنند وقتی دوستت دارم هایت را با مداد سفید می نویسی که دیده نشوند وقتی اشک هایت زیر پلک هایت پنهان می ماند وقتی برای گفتن <این من هستم> هزاران نقاب داری دیگر برای ترساندن پرنده ها نیازی به مترسک نیست! ...آدم ها ترسناک ترند...