ماه رمضان ... میهمانی ویژه خداوند، گوارای وجودتان

شهر الصبر(ماه صبر)

در سخنان معصومین (علیهم السلام) ، ماه رمضان ماه صبر ، نامیده شده است . پیامبر اسلام در توصیف ماه رمضان فرمودند:

«ماه رمضان ماه صبر است و پاداش صبر بهشت است.»9

مولى الموحدین على بن ابی طالب (علیه السلام) فرموده اند:

رمضان

«روزه ماه صبر (ماه رمضان) و روزه سه روز در هر ماه ، زنگارها و غم و اندوه و وسواس را از قلب بیرون مى برد. 10

به بیان رسول الله (صلی الله علیه و آله) خداى متعال در حدیث قدسى مى فرماید :

همه اعمال بنى آدم ده برابر تا هفتصد برابر ثواب و پاداش دارد ، جز صبر که براى من است و من پاداش آن را مى دهم . پیامبر گرامى اسلام ادامه مى دهند :

پس ثواب صبر فقط در نزد خدا روشن است و در پایان مى فرمایند : «والصبر الصوم» مقصود از صبر، روزه است.11

مرحوم علامه طباطبائى مى نویسد :

‹‹هر گاه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از امرى محزون و غمگین مى شد از خواندن نماز و گرفتن روزه براى دفع آن غم و حزن ، کمک مى گرفت.12

صبر در زندگانی فردى و اجتماعى هر انسان و در زندگانى است ، یک ضرورت است ، صبر در دین به منزله سر نسبت به بدن است . همانگونه که انسان بدون سر ، انسان نیست و بى اثر است دین هم بدون صبر و استقامت ، دین و ایمان نیست.13

ماه رمضان راه وصول به صبر، تمرین صبر و تقویت آن است. در ماه رمضان انسان با هواهاى نفسانى مبارزه مى کند، بدون هیچ قید و شرط سرگرم لذتهاى جسمى و شهوانى نمى شود خود را بزرگتر از آن مى داند که زندگى مادى و شکمى و حیوانى را هدف قرار دهد، امساک و خوددارى از شهوات، خوددارى از خوردن و آشامیدن در ماه رمضان حتى در همان سطح که در ماههاى دیگر نه تنها حلال و جایز بلکه مستحب است، ورزش و تمرینى است که اراده انسان را تقویت میکند، به خویشتندارى عادت مى دهد و بر نفس خود مسلط مى کند .

انسان در ماه رمضان با روزه ، صبر عادت مى کند تا در زندگى و جامعه در برابر مشکلات و سختیها و مصیبتها شکست نخورد . روزه صبرى طولانى است بر جدایى و فراق از مهمترین عادتهایى که همواره با زندگى انسان همراه است .

مولى الموحدین على بن ابی طالب (علیه السلام) فرموده اند: «روزه ماه صبر ( ماه رمضان ) و روزه سه روز در هر ماه ، زنگارها و غم و اندوه و وسواس را از قلب بیرون مى برد

شهر المواساة (ماه همدردى)

پیامبر گرامى اسلام در وصف ماه رمضان فرموده اند: ‹‹ماه رمضان ماه همدرى است.›› 14

مواسات، یارى کردن، به هم کمک کردن و مساعدت و همراهى نمودن با مال و ثروت است . ماه رمضان ماه همدردى با پا برهنگان، مستضعفان، محرومان، گرسنگان، تشنگان، فقرا، مساکین، نیازمندان و بى بضاعتهاست. همه مردم ثروتمند و فقیر در گرسنگى و تشنگى مساوى اند. هیچ کدام در حال روزه چیزى نمى خورند و نمى آشامند و این راهى است براى اینکه عموم مردم به ویژه ثروتمندان و پولدارها و توانگران و سرمایه داران ، درد گرسنگى و تشنگی پا برهنگان را درک کنند و به فکر و یاد آنها باشند ، شریک غم و غصه آنها شوند ، به یارى آنها بشتابند ، یا مال و ثروت و امکانات خود به آنها کمک کنند ، حقوق سائل و محروم را بپردازند و از دادن خمس و زکات اموال خویش دریغ نورزند .

روایات بسیارى در این زمینه وارد شده که فلسفه تشریح و وجوب روزه ، همدردى و مواسات ثروتمندان با پابرهنگان و محرومین است . هشام بن حکم از امام جعفر صادق (علیه السلام) پرسید : فلسفه تشریح روزه چیست ؟ امام در پاسخ فرمودند :

خداى متعال روزه را واجب کرد تا ثروتمند و فقیر مساوى شوند زیرا ثروتمند درد گرسنگى را نمى چشد تا به فقیر رحم کند. چون هر چه بخواهد و اراده کند قدرت فراهم نمودن آن را دارد ، پس خداى متعال اراده کرد بین انسانها مساوات بر قرار کند و به ثروتمند ، طعم گرسنگى را بچشاند تا بر ضعیف و ناتوان رقت آورد و بر گرسنه رحم کند. 15

فضل بن شاذان مى گوید امام رضا(علیه السلام) فرمودند :

به انسانها روزه داده شد تا درد گرسنگى و تشنگى را بشناسند و به فکر فقر در آخرت بیفتند … ، ‹‹شدت اثر فقر و گرسنگى را بر نیازمندان و بیچارگان درک کنند تا حقوقى را که خداوند بر آنها در اموالشان واجب گردانده است ادا کنند.»16

پیامبر گرامى اسلام در سخنان خویش، ماه رمضان را بهار فقیران خوانده اند. 17 

به حقیقت ماه رمضان بهار فقیران است زیرا همه همچون فقیران در روز هنگام روزه یکسان هستند . بهار پابرهنگان است که به صورت طبیعى عموم مردم درد و رنج و سختى آنها را درک و لمس مى کنند .

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 

1- طباطبائی، محمدحسین، المیزان،ج2،ص12

2- مجلسى، بحارالانوار، موسسه اوفا، بیروت، لبنان، ج96، ص376

3- کافی، ج4، ص69

4- وسائل الشیعه، ج7، ص332

5- محمدی رى شهرى، میزان الحکمه، چاپ اول، ج4، ص176 به نقل از کتاب کنزالعمال .

6- بحارالانوار،  ج96، ص340

7-همان، صص 364 و356

8-همان، ص381

9-وسائل الشیعه، ج7، ص222/ کافى، ج4، ص66

10- بحارالانوار،ج96، ص341

11- بحارالانوار، ج96، ص254

12- طباطبائی، محمدحسین، سنن النبى، ص30

13- فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهج البلاغه، حکمت 79، ص1123

14- من لا یحضره الفقیه، ج2، ص95

15- همان، ص73

16- وسائل الشیعه، ج7، ص4

17- همان، ص231

/ 0 نظر / 63 بازدید