برنامه سلطه و تسخیر جهانی صیهونیسم...

فصل یازدهم

خداوند به ما ملت منتخب ، قوه ایجاد نفاق اعطاء نموده و با وجود ضعفی که در نژاد ما وجود دارد ، نیروی مرموزی بودیعت نهاده و در نتیجه امروز ما را در آستانه حکومت جهانی قرار داده و برای ایجاد ساختمان عظیم حکومت آینده خودمان، بر روی پایه های استواری که تاکنون بنا کرده ایم راه کوتاهی باقی است.

فصل دوازدهم

هیچ چیزی در اجتماع بدون نظارت ما اجرا نمیشود و این موضوع از اخباری که بوسیله عمال ما از نقاط مختلف دنیا به ما میرسد واضح و آشکار است و این عمال به منزله آژانس های ما خواهند بود. حالا ما افکار تمام اجتماعات مسیحیان را طوری قبضه کرده ایم که تمام اتفاقات دنیا را با عینکی که ما بچشم آنها گذارده ایم مینگرند؛ … آنچه که خود ما منتشر می کنیم و طبق مصالح ماست به قیمت ارزان منتشر می کنیم که همه بتوانند بخرند و بخوانند … فعلاً در روزنامه نگاری فرانسه آثار فراماسونری مشهود است و تمام مطبوعات با رشته اسرار حرفه ای به هم مربوطند و هیچ یک از اعضاء این سلسله اصلاعاتی بخرج نمی دهند مگر اینکه دستوری دریافت دارند…

فصل سیزدهم

برای اینکه توجه اشخاص پرشور را از مسائل سیاسی منحرف سازیم مسائل جدیدی را مطرح می کنیم و اغلب این مسائل از نوع صنعتی خواهد بود و ترتیبی خواهیم داد که شور و انرژی آنها در این را ه صرف شود… و برای اینکه افکار آنها متوجه نکات دیگر نشود آنها را به تفریح و بازی و مشغولیات و لهو و لعب و طرح مسابقه های صنعتی و ورزش مشغول خواهیم کرد و در نتیجه این کار ها مردم از توجه به افکاری که ما باید با آنها مبارزه کنیم ، منحرف خواهیم کرد … ترقی و پیشرفت ، فکر غلطی است که برای تیره کردن حقیقت استعمال میشود تا کسی آن را نیابد ؛ به استثنای ما که ملت منتخب آفریدگار هستیم…

فصل چهاردهم

به قدری مردم را از اوضاع متنفر می کنیم که استراحت خود را در بندگی ما دانسته و غلامی ما را بر آزادی… ترجیح دهند… در ممالکی که مترقی نامیده شده اند، ما ادبیات جنون آمیز و کثیفی ایجاد کرده و دانشمندان ما که برای تعلیم و هدایت مسیحیان تربیت شده اند خطابه هایی تنظیم خواهند کرد و نقشه هایی خواهند کشید و جزوه ها ومقالاتی منتشر خواهند کرد که عامل موثر ما در افکار مسیحیان بوده و به وسیله این نشریات مسیحیان را به افکاری که از طرف ما تحمیل میشود آشنا و سازگار خواهیم کرد.۱

فصل پانزدهم

برای نیل به مقصود ، تشکیلات فراماسونی خود را توسعه داده و ما در همه جا عمال مبتکری را بکار میگماریم و دفتر کار این عمال مهمترین و مؤثرترین دستگاه نفوذ ما خواهد بود و تمام این دفاتر کار زیر نظر اداره ای که از دانشمندان و زعمای ما تشکیل شده اداره خواهد شد.هر دفتری در این اداره نماینده ای خواهد داشت و برنامه هر دفتر بوسیله او در اداره مرکزی تنظیم میشود…بدیهی است که هیچ کس جز ما در تعقیب کار های فراماسونری نیست و ما هستیم که هدف نهایی خود را میدانیم…

کسی که می خواهد مقامش همیشه محفوظ باشد باید کورکورانه اطاعت کند…

فصل شانزدهم

 

برای اینکه معنویات را به کلی از بین ببریم ، دانشگاه ها را از تشکیلات حذف می کنیم چون دانشگاه اساس و پایه معنویات هر ملت است…از دانشگاه ها نباید اشخاصی خارج شوند که درصدد طرح های اساسی و سیاسی برآیند…ما باید تمام عواملی را که برای تضعیف ارکان فرهنگ و نظم اجتماعی آنها مؤثر بود تقویت نماییم ولی از دستور تعلیم و تربیت تمام نکات و موادی را که ممکن است در جوانان افکار آشوب طلبانه تولید کند حذف می کنیم تا طبقه جوانان یک عده مطیع فرمانبرداری باشند که تکیه گاه و امید آنها دستگاه حکومت ما باشد که آرامش و راحتی آنها را تامین می نماید.ما به جای این دروس کلاسیک و مطالعه تاریخ گذشته که به منزله سر مشق نامتناسبی می باشد مطالعه آینده را به جریان می گذاریم و از دستور تدریس تمام مدارس تمام موادی که مربوط به تاریخ گذشته است به استثنای موادی که مربوط به اشتباهات مسیحیان می باشد حذف می نمائیم…

فصل هفدهم

در مکتب ما افراد خونسرد و بی رحم و بی پرنسیپ تربیت خواهند شد که هیچوقت توجهی به اشخاص نداشته و فقط از نظر اجرای خشک قوانین عمل می کنند و فقط به فکر دفاع از ما بوده و به هیچ وجه نفع اجتماع را در نظر نمی گیرند…

فصل بیستم

قرضه به معنی انتشار اسکناس با پشتوانه پولی است که قرض شده. اگر قرض با ربح ۵% باشد در مدت ۲۰ سال بدون هیچ نفعی معادل مبلغ قرضه و در مدت ۴۰ سال دو برابر در ۶۰ سال سه برابر قرضه پرداخت میشود بدون اینکه اصل قرض هنوز پرداخت شده باشد و به این ترتیب دستگاه حکومت پول ملت فقیر را بمصرف مصالح و منافع خود میرساند تا موقعی که صحبت از قرضه داخلی است فقط پول را از جیب فقرا به جیب اغنیا می ریزند. ولی موقعی که صحبت از قرضه خارجی است تمام تمول و سرمایه حکومت ها به صندوق ما سرازیر میشود و تمام دولت ها به ما باج خواهند داد…چقدر کوتاهی فکر مغز های حیوانی آشکار است که باید پول را با منفعت از ما قرض کنند و اصل را با فرع بپردازند تا از دست ما خلاص شوند… این دلیل تفوق فکری ماست که طوری جلوه داده ایم که دیگران نفع خود را در این یافته اند که از ما قرض کنند

فصل بیست و دوم

قویترین نیروهای جدید که طلا نام دارد در دست ماست و میتوانیم در ظرف دو روز ، مقدار لازم از این نیرو را و به هر اندازه که بخواهیم از انبارهای خود بیرون بیاوریم…ما میتوانیم ثابت کنیم که منجیان عالم هستیم و ما هستیم که نعمت حقیقی یعنی آزادی فردی را ایجاد کرده ایم. به طوری که فرد می تواند از نعمت آرامش و صلح و روابط اجتماعی بهره مند و برخوردار گردد بشرط اینکه نسبت به ما و قوانین ما مطیع باشد

فصل بیست و سوم

این قوای مرموز فعلا همه جا فاتح هستند غارت می کنند همه نوع خشونت و آزار را به نام آزادی و حق مرتکب می شوند و تمام نظم اجتماع را از بین میبرند برای اینکه بر روی خرابه های آن تخت سلطنت پادشاه اسرائیل برقرار شود

مطالعه و دقت در مندرجات این کتاب که مختصری از آن نقل گردید و انطباق آن با وقایعی که در یک قرن اخیر در جهان رخ داده است به شکل وحشتناکی پرده از توطئه ای بسیار خطرناک و اساسی و عمیق بر می دارد که هر قدر درباره آن گفته و نوشته و فکر شود باز هم کم است.

تقریبا در اغلب کتاب های تحقیقی هم که درباره صهیونیسم نوشته شده اشارات کم و بیش مفصل به این سند شده است اما متاسفانه می بینیم که از یک سو ، تفکر و تصور عمومی اجتماعات درباره صهیونیسم و از سوی دیگر وسائل ارتباط جمعی هم آنچنانکه باید و شاید به اهمیت قضیه انگار پی نبرده و توجه کافی به ضرورت طرح و بیان این مطلب ننموده اند.

آیا می توان نادیده گرفت که دست مرموز و پنهان صهیونیسم تا کجاها در هدایت جریان فکری جامعه نفوذ دارد؟ و آیا موقع آن نرسیده است که با این خطر بالقوه و بالفعل ، این خطر حال و آینده برای ایران و جهان و برای اسلام و دیگران توجه نمود؟

پی نوشت :

۱ – وای به حال ملل شرق که نیم خورده های فکری مسیحیان غربی را به عنوان تمدن و علم و فلسفه و … مورد تجلیل و تبعیت قرار می دهند

منبع » vs-666.com

تهیه و گردآوری » ظهور۱۲


/ 0 نظر / 14 بازدید